سلام بچه ها. من یلدا علایی هستم و توی این مقاله کوتاه قراره به سوال‌هایی جواب بدم که صدها بار ازم پرسیده شده.

امیدم اینه که بعد از خوندن ِ این مقاله، بتونید بهترین برنامه سلف استادی یا خود آموزی رو برای خودتون بریزید و باهاش جلو برید.

وقتی از من می پرسند برای یادگیری زبان چه کنیم معمولا اولین جواب من اینه که برید کلاس.

چرا؟ به چند دلیل مهم.

یکم اینکه رفتن به کلاسِ عمومی باعث افزایش اعتماد به نفس و قرار گرفتن در محیطی شبیه به محیط خارجی زبان میشه.

شما از طریق ارتباط برقرار کردن و رقابت، سرعت ِ پیشرفت تون رو بالا می‌برید.

دوم اینکه با کلاس رفتن، در واقع برنامه دقیقی برای زبان خوندن به زندگی‌تون تزریق میشه.

همین برنامه به پیشرفت شما و جدی گرفتن زبان کمک می‌کنه.

پس دو تا نکته مهم اینجا داریم :

  • اختصاص دادنِ وقتی برای خود آموزی و یادگیری ِ زبان
  • داشتن ارتباط با آدم ها از طریق زبان ِ جدید

حالا می رسیم به این نقطه که شما می خواهید سلف لِرنر (خودآموز) باشید و خود آموزی کنید.

  • اولین کاری که باید بکنید فکر کردن به پروسه سلف لرنینگ یا خود آموزی هست.
  • به این فکر کنید که دلیل شما برای انتخاب ِ این روش ِ آموختن چیه.
  • اگر صرفا دلیل تون تنبلی کردن برای کلاس رفتن و یا کم اهمیت بودن ِ زبان در ذهن تون هست، خود آموزی راه حلی برای شما نخواهد بود.
  • اما اگر دلایل‌تون برای خودتون منطقی هستند، حالا وقتشه که بدونید آموختن ِ یه زبان توسط خود شما، رویای دست نیافتنی نیست،
  • اما رویای بزرگیه و همت و تداوم و تلاشِ زیاد می خواد. توی این مقاله به راه حل‌ها، تکنیک ها و موانعی که در خود آموزی سر راه شما خواهند بود می پردازم.

اولین قدم :

برنامه ریزی برای خود آموزی 

اهمیت برنامه ریزی در سلف استادینگ یا خود آموزی، از آموختن زیر ِ نظرِ یک استاد بالاتره. چرا ؟

  • با برنامه ریزی هدف رو برای خودتون پررنگ و واقعی می کنید.
  • با برنامه ریزی ، نقش ِ یه استاد رو برای خودتون بازی می کنید. ( یادتون باشه که در پروسه سلف لرنینگ شما به بازی کردنِ این نقش احتیاج دارید.)

یادتون باشه که برای نوشتنِ یه برنامه کاربردی در خود آموزی، اول نیاز دارید به شناخت درستی از خودتون برسید.

یک برنامه برای همه جواب نمی ده.

شما باید با توجه به ارزیابی حال‌تون، اتفاقات ِ محیطِ اطراف تون، مدل ِ درس خوندن‌تون و از همه مهم‌تر وقت ِ آزادتون ، برنامه رو بنویسید.

می تونید از این پست برای معیارهایی که در برنامه ریزی باید در نظر بگیرید، کمک بگیرید.

دومین قدم :

کتابِ درسی و خود آموزی 

انتخاب یک کورس بوک و یا همون کتاب درسی یکی از مهم‌ترین مراحل خود آموزی است.

داشتن یک کورس بوک برای خود آموزی راه رو برای شما آسون‌تر می‌کنه.

چون برنامه منظمی برای آموختن می‌چینه.

کورس بوک‌ها بر اساس استانداردهای روز طراحی میشن و کاملا از راه علمی و امتحان شده شما رو وارد مرحله  آموختن می‌کنند.

ضمن اینکه به برنامه شخصی‌تون جهت میدن.

یادتون باشه که داشتن یک کورس بوک برای خود آموزی لازمه اما کافی نیست.

در کنار کورس بوک حتما از منابع کمکی (که بهترینش اینترنت هست) کمک بگیرید.

an English coursebook YEnglishtube

تقریبا میشه گفت تمام ِ کورس بوک‌ها استاندارد هستند.

اما مسئله اینه که شما باید اونی رو انتخاب کنید که بهتر نیازهای شما رو برآورده می‌کنه.

اونی که اونقدر واضح هست که نیازی به تیچر نداشته باشه.

یک نمونه:

برای مثال کتاب‌های English Result کتاب‌های خوبی هستند اما من برای سلف لرنینگ پیشنهادشون نمی‌کنم.

این کتاب‌ها به شدت نیازمند به تیچر هستند و به عنوان لرنر تقریبا بخش‌های زیادی رو شما در کتاب نمی‌بینید که اگر در کلاس باشید توسط تیچر به شما آموزش داده میشه.

یکی از بهترین کورس بوک‌ها برای سلف لرنینگ American English File هست.

تاکید من اینه که:

نحوه ی استفاده از کورس بوک مهم‌تر از اسم کورس بوک هست.

پس اگر از کورس بوکی خوشتون اومد بدون نگرانی بخریدش و بهش پایبند بمونید.

یک راه خوب برای ارزیابی یک کورس بوک اینه که بازش کنید.

صفحه اول که فهرست هست رو نگاهی بندازید.

به تیتر درس‌ها دقت کنید و تیتر ریدینگ‌ها.

ببینید موضوعاتی که کتاب برای شما بررسی کرده براتون جذابیت داره یا نه.

بعد کتاب رو ورق بزنید و عکس‌ها و گرافیک صفحات رو ببینید.

این نکته‌ها ممکنه بی‌اهمیت به نظر برسند اما در واقع خیلی مهم هستند.

چون در طولانی مدت، جذابیت ِ بصری یک کتاب به ثباتِ شما در آموختن کمک ِ شایانی خواهد کرد.

خب حالا که کورس بوک رو خریدید با دقت قسمت‌های مختلفش رو نگاه کنید.

یک قسمت مهم در هر کورس بوک، انتهای اون کتابه.

در صفحات آخر، ما با دروس گرمر و تمرین‌های اضافی و متن ِ لیسنینگ‌ها روبرو هستیم.

یادتون نره که در هر درس به این قسمت‌ها مراجعه کنید.

سومین قدم :

منابع اینترنتی و خود آموزی 

چند ساعت در روز در اینترنت هستید؟

شاید قبل‌ها استفاده مداوم از اینترنت یک ضعف یا اعتیاد محسوب می شد.

امروز اما اینترنت بخشی جدا نشدنی از زندگی ماست.

به کمک اینترنت مرزهای کشورها پاک شده و ما می تونیم همزمان با آدمی در آمریکا یا روسیه کاری مشترک انجام بدیم.

ویدیویی مشترک ببینیم و مقاله‌ای که از اون سر دنیا چاپ شده رو بخونیم.

این اتفاق یعنی داریم در کشوری مشترک زندگی می‌کنیم به نام اینترنت. کشوری که منابع زیادی داره.

حالا به خودمون و انتخاب‌هامون مربوطه که بهترین استفاده رو از این منابع ببریم و یا وقت‌مون رو درش تلف کنیم.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سلف لرنینگ استفاده از منابع اینترنتی است.

یادتون باشه که شما تیچر ندارید اما دسترسی به کلی تیچر ِ توانا دارید.

پیشنهاد شخصی من اینه که اگر در ایران زندگی می‌کنید و میل به سلف استادی دارید، حتما اول از همه یه فیل*تر شکن خوب تهیه کنید.

چرا که خیلی از سایت‌هایی که می‌تونند منابع خوب زبانی براتون تهیه کنند، زخمیِ فی*لتر شدند.

برای نمونه در همین سایت شما می‌تونید دوره های مبتدی و… رو به صورت خودآموز پیش ببرید.

اما در اینجا می‌تونم طرح یه برنامه کلی رو براتون بریزم.

این چیزیه که باید حتما توی برنامه خودآموزی‌تون باشه:

  • تمرین‌های گرمر ( به صورت آنلاین و دیدن جواب‌ها در انتها )
  • دسترسی به لغات راجع به موضوعی خاص
  • تماشای حداقل یک ویدیو در روز ( سعی کنید مرتبط با موضوع درسی باشه که اون روز خوندید )
  • خوندن مقاله‌های کوتاه و مربوط به موضوع ( برای سطوح بالاتر )

 

در انتخاب منابع، یه نکته مهم یادتون باشه.

کانال‌های زیادی هستند که انگلیسی رو با حالت ترجمه به خورد مخاطب می‌دهند.

یادتون باشه که تا وقتی زبان خوندن تون بیش از اندازه مبتنی بر زبان اول تون باشه، پیشرفت قابل توجهی نخواهید داشت.

باید ببینید آیا این کانالِ زبان، کانالِ مناسبی است یا نه؟

یک روش برای این کار اینه که بعد از یک هفته کار کردن باهاش، ببینید چی به اطلاعات‌تون اضافه شده.

ارزیابی هفتگی باعث میشه بفهمید یک کانال معتبر هست یا نه.

خیلی کانال‌ها ممکنه انگلیسی رو در قالب آهنگ و سرگرمی و از راه های با مزه به مخاطب بدن.

اما مساله اصلی اینه که فقط باعث می‌شن ذهن شما از اطلاعات مختلف انباشته بشه.

اما این اطلاعات هرگز راهی به حافظه بلند مدت شما باز نخواهند کرد و خیلی زود فراموش میشن.

در انتخاب کانال‌های تلگرامی دقت کنید و یادتون باشه اینترنت زمینی سراسر اطلاعاته اما این به معنی نیست که همه منابع خوب هستند.

بهترین‌ها، مورد تاییدترین‌ها و به روز ترین‌ها رو انتخاب کنید.

چهارمین قدم :

شخصی سازی و خود آموزی  

حالا که همه مراحل پیش رو به دقت انجام دادید، وقتشه به یکی از مهم‌ترین فاکتورها دقت کنید.

اگر قبل‌ترها کلاس زبان رفته باشید، دیدید که بخش زیادی از کلاس به مثال ساختن و حرف زدن از زندگی خودتون و اطرافیان تون مربوط میشه.

چرا یک معلم اصرار داره راجع به خودتون و یا دوستان‌تون حرف بزنید؟

دلیل اصلی که تکنیکی بزرگ در تدریس زبان هم هست، اینه که شما در ابراز وجود از طریق اون زبان و حرف زدن راجع به چیزهایی که در ذهن‌تون می‌گذره، قدم‌هاتون رو در جاده ی آموختن تثبیت می‌کنید.

بذارید موضوع رو براتون روشن‌تر کنم.

خیلی وقت‌ها بیست کلمه حفظ می‌کنید و دو روز بعد می‌بینید که همه اون کلمه‌ها از خاطرتون پاک شده و یا قسمت کوچیکی ازشون باقی مونده.

دلیل این فراموشی اینه که شما کلمه‌ها رو وارد حافظه کوتاه مدت‌تون کردید.

اما از اونجاییکه تکنیک رو نمی‌دونستید، تلاشی برای فرستادن اون کلمه‌ها به حافظه بلند مدت‌تون نکردید.

اینه که خیلی زود فراموش می‌کنیدشون.

شخصی‌سازی در واقع تمرینی برای تثبیت آنچه خوانده‌اید هست.

شخصی‌سازی یعنی ربط دادن زبانِ جدید به زندگی شخصی‌تون. یعنی درگیر بودن با زبان در طول روز وقتی در حال آموختن نیستید.

راه‌های زیادی برای شخصی‌سازی هست و مطمئنم اگر کمی فکر کنید به ایده‌های خلاقانه ای خواهید رسید.

من چند مثال براتون می‌نویسم.

این مثال‌ها راه‌هایی هستند که شاگردهای من امتحان کرده و ازش جواب گرفتند:

شخصی سازی توسط استیکرها:

یک دیوار از هال، اتاق خواب، دستشویی و حمام، آشپزخونه و اتاق‌های دیگر رو انتخاب کنید.

به این فکر کنید که وقتی توی هال هستید مشغول چه کارهایی هستید و چه موضوعاتی در زندگی‌تون پدید میان.

وسایلی که توی هال هستند به انگلیسی چی می‌شن. عبارت‌های کلیدی و کلمه‌های مربوط به اون اتاق رو روی استیکرها بزنید و دیوار انتخاب شده رو با استیکر کاغذ دیواری کنید.

چرا این روش در خود آموزی کمک کننده است ؟

چون به صورت مداوم به شما یادآوری می‌کنه که در حال ورود به اون اتاق، کلمه‌ها رو مرور کرده و سعی کنید باهاشون جمله بسازید.

چون تصویر کلی این استیکرها باعث افزایش انگیزه شما در آموختن شده و به ناخودآگاه تون این پیام رو میده که ” من توی آموختن این زبان، حسابی جدی هستم.”

شخصی سازی توسط ایجاد ارتباط :

یک راه دیگه برای تمرین مداوم و تثبیت کردن ِ کلمه‌ها در ذهن، اینه که از دوستان‌تون که همسطح شما در زبان هستند کمک بگیرید.

در هفته روزی رو مشخص کنید و اون روز دور هم جمع شده و انگلیسی صحبت کنید و کلمه‌هایی که در طول هفته خوندید رو با هم به اشتراک بذارید.

اگر دوستی ندارید که مشغول انگلیسی خوندن باشه، از سایت‌ها و نرم افزارهایی که در این زمینه ایجاد شدند کمک بگیرید.

شخصی سازی ِ ذهنی :

یکی از بهترین تمرین‌ها برای ارتقای زبان، تمرین ِ ذهنی است.

یعنی چی؟

یعنی در طول روز به کلمه‌ها، قواعد و موضوعاتی که روز قبل خوندید فکر کنید.

و این فکر کردن رو موکول به زمانی کنید که کمترین درگیری با زبان رو دارید.

مثلا موقع رانندگی و یا آشپزی درس‌ها رو در ذهن مرور کنید و سعی کنید ربطی در درس دیروز با موقعیتی که در این لحظه درش هستید پیدا کنید.

پنجمین قدم :

بررسی پیشرفتِ ماهیانه

یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی که باعث تداوم  این مسیر برای شما میشه، ایجاد نقطه‌های مهم وسط راه هست.

این نقطه‌ها زمانی هستند که شما آنچه آموخته‌اید رو ارزیابی می‌کنید.

تصور کنید مدرس خودتون هستید.

برای خودتون امتحان طرح کنید.

موضوعات گرمری که خوندید رو در گوگل سرچ کنید و کنارش اسم EXERCISE  یا TEST رو بزنید و امتحان آنلاین بدید.

یک برگه سفید بذارید جلوتون و هر کلمه‌ای از ماه پیش یادتون میاد رو یادداشت کنید.

ببینید چند تا کلمه رو فراموش کردید و در انتها با اون کلمه‌های فراموش شده چند جمله بسازید.

یادتون باشه که سیستم پاداش و تنبیهی که از طرف خودتون باشه حسابی جواب میده.

اگر در انتها از پیشرفت ماهیانه تون راضی هستید به خودتون یک جایزه بدید.

(ذهنتون رو جدا از خودتون بدونید و یادتون باشه که با این تکنیک‌ها می تونید ذهن تون رو  کنترل کنید. )

درپایان…

امیدوارم این پنج قدم، شما رو در اول ِ مسیرِ خودآموزی راه بندازه و باعث پیشرفت‌تون بشه.

تجربه‌تون از سلف استادی رو در قسمت کامنت‌ها به اشتراک بذارید و اگر سوالی در ذهن تون مونده حتما بپرسید.

منبع:https://www.yenglishtube.com/self-study/

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم فروردین 1399 ساعت 11:3 توسط سارا خوانساری بدون نظر